علیعلی، تا این لحظه: 24 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

سه نازناز

برای مادرفداکار و پدر مهربان من و همسرم

1391/9/19 18:49
نویسنده : مامان
196 بازدید
اشتراک گذاری

( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند برای ما . . .
اشکهای مادر ، مروارید شده است در صدف چشمانش

دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید !
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد !
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش . . .
.
.
.
.
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره

میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش

دلت میخواد بمیری . . .



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهسا
25 آذر 91 16:11
کاش بمیرم ولی هیچ کدومتونو تو شرایط بد نبینم برای همیشه کنارم بودنتون خدارو شکر میکنم همیشه سالم باشید
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سه نازناز می باشد