علیعلی، تا این لحظه: 24 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

سه نازناز

زهرا خانم چرا مریض شده؟

                                                                 دختر کوچولوی ناز مامان امروز غروب یکدفعه تب کردی احتمالا سرما خوردی بهت شربت استامینوفن دادم تبت پایین اومد بعد از اینکه خوابیدی دوباره تبت رفت بالا و شد 38/5 دوباره بهت شربت دادم اما تبت نیومد پایین ومن حسابی پاشویت کردم  و شما از خواب بیدار شدی   &...
12 آذر 1391

برای همسرم ـ همسفر بهشتی ام

. تو تمام این مدت که توی وبم مطلب نوشتم در مورد همسر عزیزم صحبت زیادی نکردم.همین قدر بگم یک همسر نمونه و یه پدر دلسوز مهربان.و در عین حال دلسوز برای همه .مردی که با تمام منطق یک مرد سرشار از احساس و انسانیته.مردی که نفس به نفس توی زندگی یار و یاورم بوده.دلم می خواد چند جمله ای با اون که همیشه تکیه گاهم بوده صحبت کنم      ئئ     همسر عزیزم.ابوالفضل خوبم.همیشه در زندگی به وجودت افتخار می کنم و بسیار دوستت دارم.من و 3 فرشته ی زیبایمان دستان پر از مهرت را بوسه می زنیم و عاشقانه دوستت داریم.همسفر خوبم تا نفس دارم وتوان همیشه دعایت می کنم واز خدا می خواهم بهت عزت ابدی در دنیا و آخرت ع...
11 آذر 1391

عزیزانم به یاد داشته باشید....

]   عزیزانم به یادداشته باشید هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی فقط یه لحظه , یه لحظه به نبودنش یا نداشتنش فکر کن. . .!     هروقت خدایی ناکرده غصه دارشدی یقین داشته باش که :   ...
8 آذر 1391

باز ای باران ببار

  باز ای باران ببار باز ای باران ببار بر تمام لحظه های بی بهار بر تمام لحظه های خشک خشک بر تمام لحظه های بی قرار   باز ای باران ببار بر تمام پیکرم موی سرم بر تمام شعرهای دفترم بر تمام واژه های انتظار   باز ای باران ببار بر تمام صفحه های زندگیم بر طلوع اولین دلدادگیم بر تمام خاطرات تلخ و تار   باز ای باران ببار غصه های صبح فردا را بشوی تشنگی ها خستگی ها را بشوی ...
8 آذر 1391

مادر

      مادر.. ما  انسانها به یکدیگر عشق می ورزیم و چه خودخواهانه در انتظار جواب مینشینیم ... در این میان تنها یک عشق واقعی وجود دارد که در آن هیچ رنگی از خودخواهی نیست و همه اش از جنس نور است.عشق مادر به فرزند . عشقی آسمانی و الهی !!! مادر هر روز به نهال کوچکش می نگرد و در دنیای کوچک کودک خویش غرق میشود.با شادی او شاد و با غصه اش غمگین میشود.با هر رنج کودک نه یکبار بلکه هزاران بار میمرد و با یک لبخندش دوباره جان می گیرد . هر روز خیره به نهال زیبایش می بویدش و میبوسدش تا بروید و بزرگ شود . مادر خیره با آینده های دور و نزدیک کودک و فقط و فقط دعا میکند که نهال ک...
8 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سه نازناز می باشد